تبلیغات
علمای شیعه

علمای شیعه
قالب وبلاگ

جلب رضایت حق، غایت تهذیب اخلاق

در سایه سار اندیشه علامه طباطبایی (ره)

http://www.manasara.ir/Pictures/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg

مرحوم علامه طباطبایی (ره) برای اصلاح نفس و تهذیب اخلاق سه روش را در مباحث خود مطرح نموده اند. روش اول كه «توجه به فواید دنیایی فضایل» بود و نیز روش دوم كه «توجه به فواید اخروی فضایل» بود، در نوشتار قبل مورد بحث قرار دادیم. در این شماره به روش سوم می پردازیم  .

    مرحوم علامه طباطبایی (ره) روش و مسلك سومی را كه مختص و ویژه قرآن كریم است، مطرح می نماید و معتقد است كه این روش در هیچ یك از كتب آسمانی یافت نمی شود و از هیچ یك از آموزشهای پیامبران الهی نقل شده است و در هیچ یك از مكاتب فلاسفه و حكمای الهی دیده نشده است و آن عبارت از این است كه انسانها در این روش به گونه ای تربیت می شوند كه جا برای رذایل اخلاقی نمی ماند و به تعبیری اوصاف رذیله و خوی های ناستوده از طریق رفع و پیشگیری از بین می رود نه از طریق دفع و درمان یعنی اجازه نمی دهد كه رذایل در دلها راه یابد تا اینكه درصدد برطرف كردنش اقدام نماید، بلكه دلها را آنچنان با علوم و معارف خود پر می نماید كه دیگر جایی برای رذایل باقی نمی ماند.‏

    در توضیح این روش می فرمایند: هر عملی كه آدمی برای غیر خدا انجام می دهد، به خاطر قصد و جهت و منظوری می باشد و آن منظور یا دستیابی به عزت است و یا به خاطر حفاظت از شری است كه از آن می ترسد پس وقتی كه انسان با تعلیمات قرآنی به این باور رسیده باشد كه عزت و قدرت منحصر به خدای متعال است دیگر از كسی هراس نداشته و در این صورت تمامی پستی ها و بدی ها از دلش شسته می شود و دل و جانش به زیور صفاتی از فضایل آراسته می شود، صفاتی از قبیل تقوای بالله و عزت به واسطه او و نیز مناعت طبع و غنای نفس و هیبتی الهی و ربّانی. و نیز در آیات الهی ملكیت مختص خدای متعال دانسته شده به این معنی كه هر آنچه هست در قدرت اوست و هیچ موجودی از موجودات بی نیاز از او نیستند و بلكه استقلال منحصر در ذات خدای متعال می باشد و در صورتی كه ایمان به این حقیقت باشد دیگر بویی از استقلال در خود و متعلقات خود سراغ نخواهیم داشت و هیچ گاه غیر خدا را اراده نخواهیم كرد و بلكه نمی تواند غیر خدا را اراده كند و در برابر او خضوع نماید و یا از كسی بترسد و یا به غیر او امید داشته باشد و یا به چیزی دیگر سرگرم شود و از چیزی لذت و بهجت ببرد و به غیر او توسل و اعتماد نماید و یا تسلیم غیر او شود و یا امور را به غیر او واگذارد  .

    در این روش انسان اخلاقی فقط وجه حق تعالی را اراده می نماید آنكه هستی همه به هستی او و بقای همه به بقای اوست. توجه به آیاتی كه انحصار قدرت، حیات، علم، احاطه، خلق و مانند آن از صفات كمالی را به خدای متعال نسبت می دهد، این باور را در ما ایجاد می كند كه باید همه چیز خود حتی اخلاق و صفات و ویژگی ها و رفتار خویش را برای او منظور نمود تا به ابدیت و جاودانگی نایل گشت  .

    آنچه كه به عنوان نتیجه بحث می توان ذكر كرد اینكه مكتب و مشرب اول كه مربوط به حكما و فلاسفه قدیم بوده تنها به سوی حق اجتماعی فرا می خواند و مكتب دوم تنها به سوی حق واقعی و كمال حقیقی، یعنی آنچه مربوط به سعادت آدمی در آخرت است دعوت می نماید و اما مكتب سوم كه مكتب اسلام و قرآن است آدمی را به سوی حقی دعوت می كند كه نه ظرف اجتماع گنجایش آن را دارد و نه آخرت و آن خدای متعال است. این مكتب، اساس تربیت خود را بر این پایه نهاد، كه خدا یكی است و شریكی ندارد و این زبربنای دعوت اسلام است كه بنده خالص بار می آورد و بندگی محض را نتیجه می دهد. و با چنین مسلكی بوده كه افراد بی شماری از بندگانی صالح و علمایی ربانی و اولیایی مقرب از مرد و زن تحویل جامعه بشری و انسانی داده است و روشن است كه میان این مسلك فاصله وجود دارد و این تفاوت هم در نتیجه و هم در راه است. زیرا به واسطه این مسلك است كه او رضای خالق را به همه چیز حتی بر خود ترجیح می دهد و اوست كه به خاطر خشم الهی از خشم خود صرف نظر می كند و به واسطه این محبت و شور و عشق گاهی به كارهایی دست می زند كه عقل اجتماعی آن را نمی پسندد. چون ملاك اخلاق اجتماعی هم همین عقل اجتماعی است و نیز گاهی به كارهایی دست می زند كه با فهم عادی كه اساس تكالیف عمومی و دینی است قابل فهم و درك نیست و البته این تفاوت احكام بر اساس عقل و نیز بر اساس حبّ امری واضح و روشن است  .

    حضرت علامه طباطبایی (ره) در جای دیگر در تفاوت این سه مسلك می فرماید: مقتضای مسلك اول این است كه نفس را باید اصلاح كرد و ملكات را تعدیل نمود تا صفات خوبی به دست آید كه مردم و جامعه آن را بستایند و در مسلك دوم غرض سعادت حقیقی و دائمی یعنی به كمال رساندن ایمان به خدا و ایمان به آیات اوست، چون خیر آخرت، سعادت و كمال واقعی است نه سعادت و كمال در نظر مردم به تنهایی، ولی در عین این فرق، هر دو مسلك در این معنا شریكند كه هدف نهایی آنها فضیلت انسان از نظر عمل است. ولی در مسلك سوم غرض از تهذیب اخلاق تنها و تنها رضای خداست نه خودآرایی به منظور جلب ثنا و بارك الله مردم و به همین جهت مقاصدی كه در این فن است در این سه مسلك مختلف می شود. لذا در این مسلك فوایدی در نظر سالك است و در آن دو مسلك دیگر فوایدی دیگر. و از این رو اعتدال خلقی در مسلك سوم با آنچه در مسلك اول و دوم است متفاوت است  .

    توضیح اینكه با توجه به اینكه عشق به جمال و زیباپسندی فطری بشر است چه اینكه خدای متعال فرمود: «والذین آمنوا اشد حبا لله» پس كسی كه ایمانش رو به شدت و زیادی است دلش مجذوب تفكر درباره پروردگارش می شود همیشه دوست می دارد به یاد او باشد و اسمای حسنای محبوب خود را در نظر آورد و محبوبش را منزه از هر نقصی می داند و ترقی می كند بدانجا كه زمانی كه به عبادت می ایستد گویی فقط او را می بیند و او نیز برای بنده اش تجلی می نماید و در این هماهنگی محبت او به خدا بیشتر و بیشتر می شود. چنین كسی در تمام حركات و سكناتش از فرستاده خدا پیروی می كند چون وقتی كسی خداوند را دوست بدارد آثار دوستی را دوست خواهد داشد. این بنده حق به حدی از پیوند می رسد كه غیر پروردگارش را دوست نخواهد داشت و دلش جز به محبوبش خاضع و خاشع نمی شود. و در این موقعیت و جایگاه هر زیبایی و جمالی و بهایی را جلوه ای از زیبایی و جمال و بهاء او می داند، همه آیه و نشانه او می شود و برای آیه خودیت و نفسیتی غیر از حكایت از صاحب نشان نمی ماند و اوست كه رشته محبت خود را از هر چیز بریده و منحصر به پروردگارش می نماید و به غیر از خدای متعال و جز در راه خدا محبتی در دل او راه پیدا نمی كند و آنچه را كه به او دوستی می ورزد در طول دوستی و محبت خدای متعال می باشد. و از این روست كه ادراك و طرز تفكر و رفتارش به طور كلی تغییر می كند به تعبیری هیچ چیز را نمی بیند مگر آنكه خدای سبحان را قبل از آن و با آن مشاهده می نماید و موجودات در نظرش از مرتبه استقلال ساقط می شوند  .

    صور علمیه و طرز فكر چنین كسی با دیگران متفاوت خواهد بود. برای اینكه دیگران به هر چیزی كه نظر می كنند از پشت حجاب استقلال نگاه می كنند ولی او این حماسه را پس زده و این عینك را از چشم برداشته است این از نظر علم و طرز فكر و همچنین از نظر عمل با دیگران فرق دارد، او از آنجایی كه غیر خدا را دوست نمی دارد قهرا جز تحصیل رضای او هدفی ندارد، اگر چیزی می خواهد و اگر امیدش می دارد، اگر از چیزی می ترسد، اگر اختیار می كند و یا صرف نظر می نماید و یا مایوس می شود یا استجابتش می كند یا راضی می شود یا خشمناك می شود همه اش برای خداست. در این مسلك همه غرض ها كه وصول به تك تك فضایل است به یك غرض كه آن رضایت الهی است تبدیل می شود. ‏



 از سایت:http://www.manasara.ir

منبع: روزنامه رسالت، شماره 7536 به تاریخ19/2/91


برچسب ها: علامه طباطبایی، تهذیب اخلاق،
[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
از کدام مرجع، تقلید می کنید؟








آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


علمای شیعه

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید

اهل بیت