تبلیغات
علمای شیعه

علمای شیعه
قالب وبلاگ
شرح حال فقیه اهل بیت علیهم السلام مرحوم آیت الله میرزاکاظم تبریزی رحمه الله 

فقیه اهل بیت، حضرت آیة الله میرزا کاظم تبریزی قدس سره از علمای طراز اول به شمار می رفت که وظیفه اصلی خود را کسب و نشر علم و تربیت شاگرد تشخیص داد و در مدت زندگانی پربار خویش بدان پای بند بود.

آیة الله تبریزی با این که موقعیت علمی و معنوی بلندی داشت، اما مجموع آن چه در معرفی ایشان (تا چند سال پس از در گذشت او) در جاهای مختلف چاپ شده به ده صفحه نرسید تا این که آقای سیدحسن فاطمی با تلاش فراوان و با ترتیب دادن گفت وگوهای متعدد با فرزندان و شاگردان ایشان، موفق به تدوین شرح حال مفصلی از ایشان با عنوان «سینای معرفت » شد.

تولد

حضرت آیة الله میرزاکاظم قاروبی تبریزی در سال 1300 شمسی برابر با 1340 قمری در خانواده ای مذهبی در تبریز دیده به جهان گشود. پدر او مرحوم حاج فرج الله از بازاریان متدین تبریز بود که به فروش خواربار و گیاهان دارویی اشتغال داشت.

تحصیلات

آیة الله تبریزی تحصیلات جدید را تا کلاس نهم در تبریز فرا گرفت و پس از آن، دروس حوزه را نیز در کنار آن آموخت. در سطح کشور دانش آموز نمونه شناخته شد و برای ادامه تحصیل در اروپا با بورس دولتی انتخاب شد; اما با راهنمایی یکی از علمای تبریز، تحصیل در حوزه علمیه را ترجیح داد.

به جهت علاقه زیاد، پیشرفت او در دروس چشم گیر، بود به گونه ای که یکی از استادان به او لقب «ملاکاظم » را داده بود.

پس از تحصیل دروس مقدماتی در تبریز، یک سال در حوزه زنجان مشغول تحصیل شد و پس از آن، راهی تهران شد و به مدت دو سال، فلسفه را از استادان مبرز آن روز تهران از جمله آیة الله محمدعلی شاه آبادی و میرزا مهدی آشتیانی فرا گرفت. پس از تهران، توقف کوتاهی در قم داشته است.

هجرت به نجف اشرف

فشار شدید رضاخان به حوزه علمیه قم، سبب شد در سال 1361 قمری برای تکمیل معلومات خود، به اتفاق علامه محمدتقی جعفری رحمه الله راهی نجف اشرف شود. در آن دیار با عشق فراوان، به فراگیری دانش، تهذیب نفس، ریاضت های شرعی، تالیف و تدریس مشغول شد.

تلاش در راه تحصیل و مطالعه

عشق به مطالعه و تحقیق سبب شده بود از امور بسیاری چشم پوشد و محرومیت های زیادی را تحمل کند. در نجف سال ها در حجره زندگی می کرد و بخش هایی از شرح استدلالی عروه را در همان حجره نوشت.

تشکیل خانواده

در سی سالگی در نهایت سادگی ازدواج کرد. هنگام ازدواج از استادان ممتاز و سرشناس نجف به شمار می رفت و زمینه وصلت با علما، بسیار فراهم بود، اما برای رسیدگی بهتر به امور علمی، وصلت با خانواده ای آن هم با موقعیت اجتماعی پایین را ترجیح داد.

ثمره این ازدواج، شش پسر و دو دختر بود. دو تن از فرزندان معظم له هم اکنون از روحانیان حوزه علمیه قم هستند.

تحمل فقر

معظم له دوران مختلف زندگی را در فقر گذراند ولی هیچ گاه مشکلات مادی مانع پیشرفت علمی او نشد. از شدت فقر ناچار می شد در نجف از کاغذهایی برای یادداشت استفاده کند که آن زمان، ماست کیسه ای را برای فروش روی آن ها می گذاشتند.

هم چنین به دلیل فقر و احتیاط در تصرف وجوه شرعی، کتاب های مورد نیاز را از میان کتاب های فرسوده انتخاب می کرد.

آیة الله تبریزی در 53 سالگی موفق به خرید خانه شد. آن هم با کمک مالی دیگران و زمانی که سهم ارث پدری به دستش رسید. به جهت مشکلات مالی نمی توانست به فرزند بیمارش آن گونه که لازم است رسیدگی و او را درمان کند و سرانجام در نوجوانی از دنیا رفت. در این مورد به حجة الاسلام سیدنجف رضوی فرموده بود: «اگر پول داشتم دخترم از دست نمی رفت!»

استادان

از توفیقات مهم آیة الله تبریزی بهره مندی از محضر استادان برجسته در رشته های مختلف است. در این جا برخی از استادان برجسته معظم له را معرفی می کنیم:

1. آیة الله شیخ محمدعلی شاه آبادی (1292- 1369ق)، صاحب شذرات المعارف.

2. آیة الله میرزامهدی آشتیانی (1306- 1372ق)، صاحب اساس التوحید.

3. آیة الله شیخ موسی خوانساری (1293- 1363ق)، صاحب کتاب منیة الطالب. (تقریرات درس خارج مکاسب آیة الله میرزاحسین نایینی) .

4. آیة الله شیخ مرتضی طالقانی (1280- 1364ق)، از استادان بزرگ اخلاق.

5. آیة الله شیخ محمدعلی کاظمی (1309- 1365ق)، صاحب تقریرات درس اصول مرحوم نایینی با عنوان فوائد الاصول.

6. آیة الله سیدابوالحسن اصفهانی (1277 یا 1284- 1365ق)، از مراجع بزرگ تقلید و صاحب وسیلة النجاة.

7. آیة الله میرزاعلی آقاقاضی (1385- 1366ق)، از استادان برجسته اخلاق.

8. آیة الله شیخ محمدکاظم شیرازی (1290- 1367ق) .

9. آیة الله شیخ محمدرضا آل یاسین (1297- 1365ق)، صاحب بلغة الراغبین.

10. آیة الله سیدابراهیم اصطهباناتی معروف به میرزاآقا (1297- 1379ق)، صاحب حاشیه بر عروة الوثقی، وسیلة النجاة و... .

11. آیة الله سیدمحسن حکیم (1306- 1390ق)، صاحب مستمسک العروة الوثقی.

12. آیة الله شیخ حسین حلی (1309- 1394ق)، صاحب اخذالاجرة علی الواجبات.

13. آیة الله سیدمحمود شاهرودی (1293- 1301 یا1394ق)، صاحب تقریرات درس آقا ضیاءالدین عراقی.

14. آیة الله سیدمحمدهادی میلانی (1313- 1395ق)، صاحب محاضرات فی فقه الامامیة.

15. آیة الله سیدابوالقاسم خویی (1317- 1413ق)، صاحب معجم رجال الحدیث.

هجرت به قم

پس از سی سال اقامت در نجف اشرف به اتفاق خانواده در سال 1350 شمسی (1391 قمری) وارد ایران شد. در ابتدا تصمیم داشت چند ماه در ایران بماند، اما پس از مدت کوتاهی، اخراج ایرانیان از عراق آغاز شد در نتیجه تا پایان عمر در قم ماندگار شد.

موقعیت علمی

ایشان فرموده بود:

اگر همه کتاب های فقهی را در دریا بریزند می توانم یک دوره فقه بنویسم و اجمالا به دلیل هر مساله اشاره کنم.

در جلسات عمومی، فراوان پیش می آمد که در پاسخ به سؤالات علمی، بدون مطالعه قبلی علاوه بر جواب پرسش، سؤال کننده را به منابع مختلف، با ذکر شماره صفحه ارجاع می داد. هنگام تدریس، متن روایات، اسناد آن و متن عروه و... را از حفظ می خواند.

گاهی می فرمود: هیچ کتاب فقهی [و معروف] نیست; مگر این که آن را از ابتدا تا انتها مطالعه کرده ام.

بر قله علم در جوانی

شواهد متعدد نشان می دهد که معظم له در جوانی به قله های دانش دست یافت. حدود سی سال داشت که از وی خواسته شد تا دیدگاه آیة الله خویی را در مناسک حج بنویسد. این پیشنهاد در روز چهارشنبه مطرح شد و آیة الله تبریزی روز شنبه - سه روز بعد - آن را تحویل داد و اولین چاپ «مناسک حج » آیة الله خویی به قلم ایشان به چاپ رسید. در حالی آیة الله تبریزی با این سرعت، مناسک حج را نوشت که خود به حج مشرف نشده بود.

حافظه عالی

دیگر از ویژگی های آیة الله تبریزی، حافظه استثنایی وی بود. هنگام نقل مطالب، نه تنها نام کتاب، نوبت چاپ، نسخه بدل ها و شماره صفحه را ذکر می کرد بلکه گاه نصف صفحه کتاب را از حفظ می خواند.

حجة الاسلام محمد مهدی شب زنده دار می گوید:

در مدت بیست سالی که در مجالس عمومی و خصوصی در خدمت ایشان بودم، یک بار نشد معظم له برای پاسخ به سؤالی، به کتاب یا نوشته ای مراجعه کند. از هر بابی که سؤال می شد آماده و با استدلال، جواب می داد.

جامعیت در علوم و فنون گوناگون

اوج دانش آیة الله تبریزی، فقه بود، اما در دانش های دیگر نیز تخصص داشت. بنا به گفته خود:

هیچ علم رایج (در حوزه آن روز نجف) نیست مگر این که در آن استاد دیده است. نیز فرموده بود:

ما من علم الا وقد دخلت فیه وقد خرجت منه

نگاهی گذرا به آثار باقی مانده از ایشان هم احاطه وی بر دانش های مختلف را نشان می دهد.

تدریس

شیوه آیة الله تبریزی تدریس هر کتاب، پس از تحصیل آن بود. ایشان این روش را به دیگران نیز سفارش می کرد.

دقت در مطالعه و تحقیق و گستردگی مطالعه، جایگاه خاصی به تدریس او داده بود; به گونه ای که درس ایشان از شلوغ ترین درس های نجف به شمار می رفت.

تالیفات

آن چه از ایشان در دانش های گوناگون باقی مانده حدود 350 جلد کتاب است.

خاطره زیر از یکی از شاگردان او نشان دهنده ارزش تالیفات آیة الله تبریزی و سخت کوشی ایشان است:

روزی معظم له در درس، حدیثی را از وسائل الشیعه خواند که شیخ حرعاملی آن را از تهذیب الاحکام شیخ طوسی نقل کرده بود. استاد فرمود: من در کتاب تطبیقات الوسائل نوشتم: «لم اجده; این حدیث را در تهذیب نیافتم.» برای نوشتن این جمله، کتاب تهذیب الاحکام ده جلدی را از اول تا آخر، سطر به سطر خواندم; زیرا احتمال می دادم آن حدیث، ذیل حدیث دیگر آمده باشد. از آن جاکه احتمال دادم در بار اول از چشمم عبور کرده باشد و آن را ندیده باشم، بار دوم نیز آن را دیدم. وقتی مطمئن شدم که در تهذیب نیست نوشتم: آن را نیافتم.

از آیة الله تبریزی تنها دو کتاب در زمان حیات (در اواخر حیات) چاپ شد: یکی مناسک حج و دیگری تعلیقه بر وسیلة النجاة آیة الله سیدمحمد حجت کوه کمری.

برخی از آثار باقی مانده عبارت است از:

1. تطبیقات الوسائل، 30 جلد; 2. القواعد الفقهیه، 40 جلد; 3. طبقات الرجال; 4. التعلیقة علی العروة الوثقی، بیش از 100 جلد; 5. حاشیه فتوایی بر عروه; 6. رجال، 20 جلد; 7. تعلیقة علی المنظومة، 10 جلد; 8. تعلیقة علی الرسائل، 40 جلد; 9. تعلیقة علی شرح النظام; 10. حاشیه بر کبری فی المنطق; 11. حاشیه بر خلاصة الحساب شیخ بهایی، 2 جلد; 12. حاشیه بر کفایة الاصول، 40 جلد; 13. اسامی الکتب; 14. حاشیه بر باب حادی عشر; 15. حاشیه بر کشف المراد.

عمل به دستورهای شرع

رمز مهم موفقیت ایشان عمل به دستورهای شرع بود. به آن چه از منابع فقه استنباط می کرد متعبد بود. نمونه ای از پای بندی معظم له به احکام شرع، پرهیز از اسراف در تمام دوران زندگی است. برای پیش نویس تالیفات، گذشته از استفاده از کاغذهای باطله و اعلامیه ها، با خط ریز در میان سطرهای چاپ شده، می نوشت. برگه های رسید وجوه شرعی در کوچک ترین اندازه تهیه شده بود.

در نامه نگاری ها از به کار بردن الفاظی چون: «ارادتمند» و «مخلص » دوری می جست; زیرا در به کار بردن این الفاظ، شبهه دروغ وجود داشت.

حجة الاسلام سیدنجف رضوی می گوید:

روزی به استاد عرض کردم: علمای اخلاق راه های گوناگونی برای رسیدن به مقامات عالی ذکر می کنند. جناب عالی بهترین راه را چه می دانید؟

فرمودند:

«بهترین راه، ترک گناه است.»

به حجة الاسلام شب زنده دار فرموده بود:

از هفده سالگی تاکنون (اواخر عمر) یک بار نماز صبح را زمانی نخوانده ام که ستاره ها پیدا نباشند.

محبت به اهل بیت علیهم السلام

در نجف هر روز پس از درس، به زیارت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می رفت. می فرمود: هرگاه نام امام زمان (عج) را می شنوم مو بر بدنم بلند می شود.

اگر کوچک ترین انحراف در مسایل ولایی در کسی احساس می کرد، شدیدا از او دوری جست.

احتیاط

از ویژگی های بارز آیة الله تبریزی احتیاطهای شگفت آور ایشان در عمل و فتوا است.

گاه در اموری احتیاط می کرد که به ذهن دیگران خطور نمی کند که این موارد جای احتیاط باشد. به عنوان نمونه، هیچ گاه با وضو هم دست به آیات قرآن نمی گذارد. در مورد علت آن می فرمود:

از آن جا که فاصله زیادی میان ما و ائمه اطهار علیهم السلام وجود دارد چه بسا این وضوی ما دقیقا همان وضویی نباشد که آن ها دستور داده اند. (شاید در پاره ای جزئیات تفاوت داشته باشد.)

در ایام بیماری، اجازه نمی داد داروهای کمیاب را به صورت آزاد تهیه کنند; زیرا این گونه داروها برخلاف مقررات نظام، به بازار آزاد راه می یابند.

هنگام راه رفتن در کوچه و خیابان، معمولا به طرف پایین نگاه می کرد تا مبادا نگاه غیرارادی او به نامحرم بیفتد.

احتیاط در تصرف وجوه شرعی

تا حد امکان سعی داشت در وجوه شرعی تصرف نکند و در مواردی که چاره ای جز تصرف نداشت به حداقل بسنده می کرد و می فرمود:

آنان که در مصرف وجوه شرعی لاابالی هستند در قیامت گندشان در خواهد آمد.

و باز می فرمود:

در تمام مدت اقامت در نجف، یک بار با سهم امام علیه السلام برای زیارت به کربلا نرفتم.

هیچ کتابی را - هر قدر ضروری بود - با وجوه شرعی نمی خرید; بلکه یا آن ها را به ایشان اهدا می کردند یا از پول هدیه بود یا عاریه می گرفت یا در کتابخانه های عمومی مطالعه می کرد.

جهت تدوین آثار علمی نیز دفتر و کاغذ را با وجوه شرعی نمی خرید. از آن جا که منبع درآمد چندانی غیر از وجوه شرعی نداشت، به ناچار پیش نویس آثار علمی را روی کاغذهای باطله ای چون: اعلامیه های مجالس ترحیم می نوشت و برای پاک نویس غالبا دفتر کاهی ارزان قیمت می خرید یا کاغذهای کیلویی خریده و آن ها را تازده، به هم می دوخت و بدین صورت دفتری تهیه می کرد و برای پاک نویس از آن ها استفاده می کرد. نگارنده، تعداد زیادی از این دفترها را مشاهده کرده است.

انصاف

سخن حق را از هر کس و در هر رتبه ای که بود می پذیرفت. مطالب علمی که از استادان خود شنیده بود یا در آثار دیگران خوانده بود، هیچ گاه به نام خود تمام نمی کرد و همواره مقید بود از گوینده آن یاد کند.

مقام رضا و تسلیم

حجة الاسلام موحدی - از شاگردان درس کفایه آیة الله تبریزی در نجف - می گوید:

روزی استاد در پایان درس فرمود: بنده زاده فوت شده; چند نفر از برادران بمانند باهم به منزل برویم و کمک کنند تا او را دفن کنیم. درس را تعطیل نکردم تا وقت شما ضایع نشود.

نشانه دیگر مقام رضای ایشان این است که برای بیماران دیگر دعا می کرد اما در مورد خود می فرمود:

راضی به رضای الهی هستم.

حفظ حریم مرجعیت

برای مطرح شدن به عنوان مرجع تقلید نه تنها هیچ گامی بر نمی داشت بلکه دیگران را نیز از مطرح کردن خود باز می داشت. وجوه شرعی که به بیت ایشان می رسید مخفیانه میان روحانیون فاضل تقسیم می کرد.

برای کم شدن رفت و آمدها به بیت، در منزل مجلس روضه نمی گرفت. در دو سال پایانی عمر، بنا به پیشنهاد مراجعان، راضی شد روزهای جمعه ای که مصادف با شهادت یا ولادت معصومان علیهم السلام می شد، شخصی که برای حاضران چای می آورد، چند بیت شعر بخواند با این شرط که نامی از ایشان نبرد.

در کوچه و خیابان به کسی اجازه راه رفتن پشت سر را نمی داد. اگر کسی از پشت سر می آمد تذکر می داد که جدا شود.

حجة الاسلام سلمان طاهرزاده که رساله عملیه و مناسک حج آیة الله تبریزی را (دو سال پیش از فوت ایشان) چاپ کرده است، چگونگی چاپ را این گونه توضیح می دهد:

قبلا از آیة الله تبریزی شنیده بودم که حاشیه آیة الله خویی بر وسیلة النجاة (که مطابق با احتیاط نوشته شده) به قلم ایشان است و به بعضی از مقلدان فرموده بود که عمل به آن مجزی است. از این رو آن حاشیه را به نام آیة الله تبریزی (بدون اجازه ایشان) برای گرفتن مجوز به اداره ارشاد در تبریز بردم و فرزند ایشان را نیز در جریان قرار دادم که اگر از آن جا با منزل تماس گرفتند، انتساب رساله به آیة الله تبریزی را تایید کنند.

مجوز را به قم آوردم و گرفتن آن را به معظم له اطلاع دادم. ایشان خواست آن را ببیند; اما چون نگران بودم که مجوز را پس ندهد نشان ندادم. ایشان با انتشار آن موافقت کرد; اما حاضر نشد مهر خود را در آغاز رساله بزند بلکه ما نام ایشان را نوشتیم. فرمود: آن ها را به منزل ما نیاورید. سپس سفارش کرد رایگان به هیچ کس داده نشود. حتی برادر ایشان هم پول داد و یک رساله خرید. آیة الله تبریزی برای چاپ رساله اش هیچ کمک مالی نکرد و همه هزینه را از مال شخصی خودم دادم.

سپس مناسک حج آیة الله خویی را که به قلم ایشان بود، به همین صورت چاپ کردیم.

دوری از شهرت

موقعیت علمی ایشان در حدی بود که به آسانی می توانست در پرتو آن مطرح شود و به شهرت برسد. روحیه پرهیز از شهرت به اندازه ای بود که بسیاری از فضلای حوزه حتی با نام این مرد بزرگ آشنا نشدند.

از مصاحبه با مجلات - هر چند وزین و علمی - دوری می جست و از دادن شرح حال خود به شرح حال نگاران خودداری می کرد; چنان که نویسنده گنجینه دانشمندان پس از شرح حال مختصر ایشان می نویسد:

مترجم معظم ما دانشمندی متین و فقیهی آراسته و دور از تظاهرات و دارای ملکات فاضله و روحیات مخصوصه و محامد آداب و محاسن اخلاق می باشد و کرارا به آن جناب کتبا و شفاها مراجعه کردم که ترجمه (شرح حال) خود را مرحمت فرمایند، اجابت نفرمودند; تا این که از خارج به دست آوردم.

معظم له برداشت های شگفتی از استخاره با قرآن داشت و از طریق آن به نیت درخواست کننده استخاره پی می برد و می توانست در باره نیت شخص، توضیحات در خور توجه بدهد; اما توضیح استخاره را برای معدودی از اطرافیان بیان می کرد و برای دیگران به کلماتی چون: خوب، بد یا متوسط اکتفا می کرد. روزی فرزند ایشان از توضیح ندادن استخاره برای دیگران می پرسد; می فرماید:

می ترسم به مرید بازی بکشد و از این کارها خوشم نمی آید.

زهد و بی علاقگی به دنیا

آنان که از نزدیک زندگی ساده معظم له را مشاهده کرده اند با زهد کم نظیر ایشان آشنایی دارند و همواره به دیگران سفارش می کرد که خود را آلوده به دنیا نکنند.

اگر اراده می کرد می توانست بالاترین زندگی را برای خود و فرزندان - حتی از غیر وجوه شرعی - فراهم کند; با این حال در حدود 53 سالگی موفق به خرید خانه شد و در تمام مدت اقامت در نجف در خانه های اجاره ای سکونت داشت. فرزندان معظم له هم تا زمانی که پدرشان زنده بود نتوانستند منزل مسکونی تهیه کنند; با این که همه آنان متاهل بودند و سال ها از ازدواجشان می گذشت. تنها یکی از آن ها در بخشی از خانه پدری با پدر شریک بود.

روزی به فرزندش حجة الاسلام حسن تبریزی فرموده بود:

پسرم! خداوند در دل من اصلا علاقه به دنیا قرار نداده است. خاک و پول در نظرم یکسان است.

احترام به دیگران

به همه واردین به بیت - اعم از عالم و عامی - احترام می گذاشت. در برابر همه با تمام قامت می ایستاد. در حضور دیگران - حتی با حضور یک نفر از بستگان - مقید به پوشیدن لباس کامل روحانیت (عبا و قبا و عمامه) بود. به علت بیماری، از دو زانو نشستن در زمان طولانی برای او رنج آور بود، در عین حال در برابر دیگران، از صبح تا ظهر این گونه می نشست و وقتی درد فشار می آورد با معذرت خواهی، چهار زانو می نشست.

در جمعی که حتی یک نفر غیر آذری حضور داشت، به احترام او اجازه نمی داد کسی با وی ترکی سخن گوید.

وجوه شرعی را مخفیانه میان روحانیون فاضل تقسیم می کرد. اگر خود می داد تنها ایشان و گیرنده پول خبر داشت و آن هم به گونه ای که شخص گیرنده کم ترین احساس کوچکی نکند.

حجة الاسلام سیدنورالدین جزایری می گوید:

روزی آیة الله تبریزی مدتی طولانی از من معذرت خواهی کرد. با خود گفتم: چه شده که ایشان این همه معذرت خواهی می کند؟ شاید می خواهد تذکری اخلاقی بدهد! پس از پوزش های مکرر معلوم شد می خواهد پولی به من بدهد. هدف استاد از چنین برخوردی این بود که من احساس کوچکی و حقارت نکنم.

استقلال و عدم وابستگی

از جمله روحیات آیة الله تبریزی عدم وابستگی و اتکا به دیگران بود، حتی به مراجع عظام. در قم و نجف به هیچ کدام از بیوت منتسب نبود.

می فرمود:

تا زمانی به بیت آیة الله خویی رفت و آمد داشتم که به عنوان مرجع مطرح نبود. بلکه به ندرت برای بحث علمی به منزل ایشان می رفتم.

با این که مورد علاقه آیة الله حکیم بود اما تنها در سال یک روز - آن هم برای شرکت در مجلس روضه - به بیت ایشان می رفت.

در ایران با وجود مشکلات مالی، از هیچ کدام از مراجع محترم شهریه نمی گرفت; بلکه تنها شهریه آیة الله خویی را می گرفت، آن هم به دلیل این که حق استادی بر او داشت.

آیة الله تبریزی در نگاه حضرت امام خمینی رحمه الله

حضرت امام در نجف اشرف پس از چندمین ملاقات، به آیة الله تبریزی فرمود:

اولین بار که چشمم به شما افتاد، متوجه شدم نسبت به دیگران امتیاز دارید.

آیة الله تبریزی در نگاه آیة الله خویی

یکی از علما می گوید: در منزل آیة الله خویی بودیم که آیة الله تبریزی وارد شد. در این هنگام آیة الله خویی فرمود:

من اراد ان ینظر الی رجل فقیه اصولی کلامی فلسفی...فلینظر الی هذا الرجل.

هرکس می خواهد شخص فقیه، اصولی، کلامی، فلسفی و...را ببیند، به این مرد نگاه کند.

در گذشته به افراد باسواد «میرزا» گفته می شد، لذا آیة الله خویی این لقب را به ایشان داده بود و آیة الله تبریزی در نجف به «میرزاکاظم » شهرت یافت.

رحلت

در سال 1358 شمسی هنگام تدریس در مسجد سلماسی قم، فک ایشان بسته شد و با عدم تاثیر معالجات، پس از هفت سال تدریس در قم، برای همیشه جلسه درس ایشان تعطیل شد و در مدت شانزده سال پایانی حیات، در منزل به تحقیق و تالیف می پرداخت و روزهای پنج شنبه و جمعه و اعیاد متبر که ملاقات عمومی داشت که معمولا در این جلسات مباحث علمی مطرح می شد.

گذشته از ناراحتی فک، در سال های پایانی دچار سکته قلبی و عاقبت سکته مغزی شد و پس از آن، بیماری ریوی نیز اضافه شد.

سرانجام روح بلند آن اسوه علم و تقوا پس از عمری تلاش خالصانه در راه کسب و نشر علوم اهل بیت علیهم السلام و مبارزه با نفس، در هیجدهم رجب 1416 قمری برابر با 20/9/1374 به ملکوت اعلی پرکشید.

به مناسبت رحلت ایشان شورای عالی و مرکز مدیریت، حوزه را تعطیل کردند.

پیکر پاک معظم له با حضور کم نظیر علما، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم و اقشار مختلف مردم، تشییع و در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپرده شد.

پی نوشت:

1) برگرفته از کتاب «سینای معرفت » تالیف سیدحسن فاطمی، انتشارات لاهوت، چ اول، بهار 1380.




طبقه بندی: زندگی نامه،
برچسب ها: سید علی قاضی طباطبایی، سینای معرفت، آیة الله میرزاکاظم قاروبی تبریزی، آیة الله محمدعلی شاه آبادی، آیة الله میرزامهدی آشتیانی، شیخ موسی خوانساری، آیة الله سیدابوالحسن اصفهانی،
[ پنجشنبه 16 شهریور 1391 ] [ 10:44 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
از کدام مرجع، تقلید می کنید؟








آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


علمای شیعه

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید

اهل بیت