تبلیغات
علمای شیعه

علمای شیعه
قالب وبلاگ
زندگى نامه آیت الله العظمى سید محمد حسین فضل الله

سید محمد حسین فضل الله در سال 1935م (1354ق) در نجف اشرف در خانواده روحانى دیده به جهان گشود. تحت اشراف پدرش سید عبدالروف فضل الله –از مراجع مذهبى شیعه- مراحل تربیت و تعلیم را به شیوه اى كه در آن زمان مرسوم بود گذراند. در دوره كودكى وارد مكتب خانه شد تا خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را بیاموزد. اما فضاى خشن مكتب خانه كه تحت اداره افراد كهنسال بود با مزاجش سازگار نیامد و حتى آثار منفى بر روحیه اش گذارد. به زودى وارد مدرسه اى شد كه مركزى با نام (منتدى النشر) به سبك جدید تاسیس كرده بود. وى وارد كلاس سوم این دبستان شد و زمانى كه كلاس چهارم را مى گذراند، دبستان را هم ترك گفت و در سن نه سالگى تحصیلات حوزوى اش را آغاز كرد. هم زمان با تحصیلات حوزوى و به تناسب سن و ذهنیت خویش به فضاى پیرامون و اوضاع زمانه توجه داشت و اندیشه ها و دغدغه هاى فرهنگى و سیاسى زمانه اش را از طریق مجلات مصر و لبنان و روزنامه هاى عراقى پى گیرى مى كرد.

سید محمد حسین مرسوم حوزوى از صرف و نحو و معانى و بیان تامنطق و اصول فقه را نزد پدر خود فراگرفت و در این مرحله استادى غیر از پدرش نداشت. تا این كه براى فراگیر جلد دوم كتاب كفایة‍ الاصول به محضر یكى از اساتید ایرانى اش به نام شیخ مجتبى لنكرانى مى شتابد.

با اتمام كتاب كفایة الاصول به درس خارج مراجع أن دوره مانند سید ابوالقاسم خویى،‌‌‌‌‌ سید محسن حكیم، سید محمود شاهرودى و شیخ حسین حلى راه یافت و در كنار دروس خارج اصول فقه و فقه، بخشى از كتاب (الاسفار الاربعه) معروف به (حكمت متعالیه) ملاصدرا شیرازى را نزد ملاصدرا بادكوبه‌اى فرا گرفت و مدت پنج سال نیز این درس را از سید محمد باقر صدر فراگرفت. استادش سید ابوالقاسم خویى به او توصیه كرده بود تا این درس را به طور جدى پیگیرى كند.

فضل الله در سال 1952م در سن هفده سالگى براى نخستین بار به قصد دید و بازدید خانوادگى به لبنان رفت و در این سفر كه هم زمان با اربعین درگذشت سید محسن امین عاملى بود قصیده‌اى در رثاى او سرود و در آیین یادبود او قرائت كرد. وى در این قصیده بسیارى از مسایل سیاسى روز و از جمله مساله وحدت و بیدارى اسلامى و مهاجرت جوانان را مطرح و استعمار فرانسه را تقبیح كرد. روزنامه‌هاى آن روز لبنان این قصیده را تحریك كننده و احساس برانگیز توصیف كردند.

در سال 1966م جمعى از موسسان انجمن مذهبى "اسرة‌‌‌‌‌‌‌‌‌ التآخى" منطقه نبعه در حاشیه شرقى بیروت از فضل الله دعوت كردند تا در آن منطقه رحل اقامت افكند.

وى این دعوت را پذیرفت و در همین سال به قصد اقامت دائم به وطن اصلى خویش بازگشت.

 

اساتید

1. سید عبدالروف فضل الله (پدر سید محمد حسین)

وى در سال 1325 در جبل عامل زاده شد. براى تحصیل علوم دینى به نجف هجرت كرد و مراتب علم و كمال را نزد میرزا افتاح شهیدى، سید ابوالحسن اصفهانى و سید عبدالهادى شیرازى گذراند. سپس حلقه تدریس دایر كرد و پس از سال‌ها تدریس در حوزه علمیه نجف به لبنان بازگشت. او مرجع مذهبى بسیارى از شیعیان و به ویژه شیعیان جبل عامل در جنوب لبنان بود.

 

2. سید ابوالقاسم خویى

در سال 1317ق زاده شد و در سال 1318 همراه خانواده به نجف اشرف مهاجرت كرد. وى نزد اساتیدى چون شیخ الشریعه اصفهانى محقق (ضیاء الدین) عراقى، محمد حسین اصفهانى كمپانى، شیخ محمد حسین نائینى، شیخ محمد جواد بلاغى نجفى، و سید حسین بادكوبه‌اى مراتب تحصیلات حوزوى را طى كرد و به مرتبه مرجعیت شیعه و زعامت حوزه علمیه نجف رسید.

 

3. سید محسن حكیم

در سال 1306ق در نجف زاده شد. دروس حوزوى را نزد اساتیدى چون ملا محمد كاظم خراسانى، شیخ محمد حسین نائینى و محقق عراقى گذراند و به مرتبه مرجعیت شیعه دست یافت.

 

4. سید محمود شاهرودى

در سال 1301 در یكى از روستاهاى شاهرود زاده شد . براى كسب علوم دینى به نجف اشرف كوچید و در محضر درس ملا محمد كاظم خراسانى و محقق عراقى و شیخ محمد حسین نائینى حضور یافت. وى كه از موقعیت ممتاز نزد استادش نائینى برخوردار بود از مراجعى است كه مرجعیتشان در آفاق جهان شیعه فراگسترده شد. او در سال 1396ق چشم از جهان فرو بست.

 

5. شیخ حسین حلّى

از فقهاى مشهور نجف بود كه بیش‌ترین تحصیل خود را نزد میرزا محمد حسین نائینى گذراند. مقام علمى وى در حد مرجعیت بود اما روحیه زاهدانه‌اش مانع مى‌شد كه او خود را در این عرصه مطرح كند. وى در سال 1396م درگذشت.

 

6. شیخ صدرا بادكوبه‌اى معروف به ملاصدرا قفقازى

در سال 1316م دریكى از روستاهاى بادكوبه به دنیا آمد. پس از گذراندن مراحل مقدماتى نزد عموى خویش در سال 1348 به نجف هجرت كرد و در درس میرزا محمد حسین نایینى و سید ابوالحسن اصفهانى حضور یافت. وى در مدتى بیش از چهل سال در نجف به تدریس سطح و فلسفه اشتغال داشت و در سال 1393ق درگذشت.

 

7. سید محمد سعید فضل الله (عموى سید محمد حسین)

در سال 1316ق چشم بر جهان گشود. در سال 1337 به نجف عزیمت كرد و در دروس میرزا محمد حسین نایینى و میرزا فتاح شهیدى تبریزى و سید ابوالحسن اصفهانى و سید عبدالهادى حضور یافت. با آن كه اسباب مرجعیت برایش فراهم بود، اما وى به سبب روحیه زاهدانه‌اش از قبول آن امتناع ورزید. وى تاثیر فراوانى در شكل‌گیرى  شخصیت علمى و اخلاقى سید محمد حسین داشت.

 

پویش فرهنگى و علمى

سید محمد حسین فضل الله از سال‌هاى نخست نوجوانى، در كنار استمرار تحصیلات حوزوى مطالعات و فعالیت‌هایى را پى گرفت كه در محیط بسته حوزه علمیه نجف چندان پذیرفته نبود. وى با تعمیق و تداوم مطالعات ادبى و قرائت مجلاتى چون مجله الكاتب طه حسین اندك اندك به وجود قریحه شعر در نهاد خویش پى برد و شروع به سرودن شعر كرد. بعدها این قریحه چندان در او شكفت كه حاصل آن در قالب سه دیوان شعر منتشر شد.

در سال (1380ق) "جماعة العلما"اى نجف مجله‌اى فرهنگى – اسلامى را راه‌اندازى كردند كه سید محمد حسین فضل الله در كنار سید محمد باقر صدر و شیخ محمد مهدى شمس‌الدین از مدیران آن بود و سرمقاله‌هاى سال دوم این مجله را با عنوان (كلمتنا) (سخن ما) به رشته تحریر درآورد.

سرمقاله نخست انتشار این مجله را سید محمد باقر با عنوان (رسالتنا) (رسالت ما) نگاشته است.

فضل الله به مدت 6 سال به نگارش مقاله و تالیف كتاب ادامه داد و در كنار سید محمد باقر صدر در تشكیل جنبشى شیعى در عراق نقش ایفا كرد. حاصل رایزنى‌ها و هم‌فكرى‌هاى فضل الله و صدر، پیدایى نخستین جنبش اسلامى شیعى در عراق با نام حزب‌ الدعوة الاسلامیه بود. تا آن زمان جامعه سنى عراق از چند حزب و جنبش –مانند اخوان المسلمین و حزب التحریر الاسلامى- برخوردار بود. فضل الله كتاب‌هاى (قضایانا على ضوء الاسلام) و (اسلوب الدعوة فى القرآن) را در چنین مرحله‌اى نگاشته است.

وى پس از بازگشت به لبنان در سال 1966م فعالیت‌هاى علمى، فرهنگى و اجتماعى گسترده‌اى را در لبنان به راه انداخت كه امروزه پس از 45 سال از آغاز این فعالیت‌ها كارنامه پربارى از آن در ابعاد مختلف مشهود است.

وى با برگزارى جلسات تفسیر و وعظ دینى و اخلاقى و برنامه‌هاى پاسخ به پرسش‌ها-‌ كه هنوز هم به صورت منظم تداوم دارد-‌ توانست تحول عظیمى در چندین نسل پدید آورد و چنان كه خود مى‌گوید: افتخار تربیت غالب نیروهاى مبارز و فعالان مذهبى شیعه را از آن خود نماید.

تأسیس حوزه علوم دینى به نام "المعهد الشرعى الاسلامى" به هدف پرورش طلاب علوم دینى بخش دیگرى از فعالیت‌هاى فرهنگى و علمى سید محمد حسین فضل‌الله است. وى در این مدرسه تدریس درس خارج اصول وفقه را برعهده دارد. بسیارى از شخصیت‌هاى جنبش مقاومت اسلامى لبنان تربیت شده این مدرسه هستند. شهید شیخ راغب حرب از نخستین طلاب این مدرسه بود.

وى علاوه بر "المعهد الشرعى" كه در شهر بیروت واقع است، حوزه علمیه ویژه زنان را نیز در بیروت و حوزه‌اى نیز در صور و حوزه المرتضى در دمشق (سیده زینب) را تا‌سیس كرده است.

 

تألیفات:

از سید محمد حسین فضل الله تاكنون بیش از هفتاد عنوان كتاب -‌كه درمجموع به بیش از یكصد جلد مى رسد‌- منتشر شده است. برخى از كتاب‌هاى ایشان مجموعه سخنرانى‌ها و برخى دیگر تقریرات درس‌هاى خارج اصول و فقه ایشان است كه به وسیله شاگردانشان تنظیم شده است.


 

فعالیت هاى اجتماعى

گذشته از فعالیت‌هاى علمى و فرهنگى و سیاسى‌اى كه فضل‌الله در لبنان و سوریه داشته است، از فعالیت‌هاى اجتماعى ایشان چندان گسترده بوده كه كمتر منطقه‌اى از كشور لبنان را مى‌توان یافت كه اثر فعالیت اجتماعى ایشان در آن مشهود نباشد. شعله‌ور شدن آتش جنگ‌‌هاى داخلى و تجاوزات صهیونیست‌ها، گذشته از خسارت‌هاى جانى و مالى، مشكلات اجتماعى فراوانى را در پى داشت كه مهم‌ترین آن سرنوشت مبهم یتیمان و فرزندان شهدا و فقرا و معلولان بود. انجمن خیریه (جمعیه المبرات الخیریه) كه تحت اشراف سید محمد حسین فضل الله قرار دارد با كمك نیكوكارانى از كشورهاى عربى خلیج‌فارس و لبنان اقدام به تاسیس مراكز و موسسات عظیم و پیشرفته براى تربیت یتیمان و به ویژه فرزندان شهدا و فرزندان فقرا و تاسیس بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و مساجد نمود. در این مراكز خیریه، یاد شدگان به طور شبانه‌روزى اسكان دارند و مراتب تحصیلى‌اشان را در بخش آموزشى همین مراكز مى گذرانند.

 

شكل گیرى حركت مقاومت اسلامى لبنان

چنان كه پیش‌تر گذشت، سید محمد حسین فضل الله در سال‌هاى حضور در نجف در صف بنیادگذاران نخستین حركت‌هاى شیعى در عراق قرار داشت و از همراهان نزدیك سید محمد باقر صدر در مسایل سیاسى و تشكیلاتى بود.

فضل الله پس از بازگشت به وطن پدرى خویش (لبنان) درپى طرح صبغه سیاسى اسلام در جامعه مسلمانان لبنان برآمد، به گونه‌اى كه اسلام‌گرایى سیاسى و مردم‌گرایى از وجوه بارز شخصیت او به شمار مى آید.

زمانى كه كشور لبنان مورد تهاجم رژیم صهیونیست واقع شد، جوانانى كه غالباً تحت تاثیر اندیشه و حركت فضل الله بودند و گویا از پیش براى چنین دوره‌اى تربیت شده بودند، حركت نامنظم و غیر تشكیلاتى مقاومت اسلامى را كه برخوردار از بدنه‌اى مردمى و مستحكم بود، به راه انداختند. این حركت كه امروزه (حزب‌الله) لبنان شكل سازمان یافته و اصلى‌ترین شاخه آن است، همواره از فضل الله تغذیه فكرى و سیاسى شده و مى‌شود. وسایل ارتباط جمعى جهان همیشه از فضل الله به عنوان (رهبر معنوى حزب‌الله) یاد مى كنند‌- اما وى انتساب تشكیلاتى و سازمانى خود را به هر گروه سیاسى‌اى رد مى كند و مى‌گوید: (این نامگذارى ناشى از این است كه اغلب این برادران مبارز و مومن در نمازهاى جمعه و جماعت كه به امامت من تشكیل مى‌شود و یا در درس‌ها و سخنرانى‌هاى من حاضر مى‌شوند كه این را تداعى مى‌كند كه من سمت رهبرى آنان را به عهده دارم.)

هرچند ارتباطى بین فضل الله و حزب‌الله وجود ندارد اما وجود تربیت‌شدگان فضل‌الله در سطوح رهبرى این جنبش _كه به رجال فضل ا‌‌لله معروفند‌- حضور غیر مستقیم وى را در این جنبش تامین مى كند.

در جریان انفجار مقر فرماندهى نیروهاى آمریكایى و فرانسوى، رسانه‌هاى غربى انگشت اتهام را به طرف فضل الله گرفتند و او را مسئول این انفجارها معرفى كردند. وقوع این حوادث سبب مطرح شدن وى به عنوان طراح و هدایت كننده اصلى یكى از بزرگ‌ترین حركت‌هاى مقاومت اسلامى در سطح وسایل ارتباط جمعى جهان شد. فضل الله در سال 1367ش در گفت‌وگو با مجله حوزه (قم) تصرح كرد: من از این تهمتى كه تبلیغات استعمارى جهان به من مى‌زنند و مرا مسئول انفجار مقر فرماندهى نیروهاى امریكایى در لبنان (مارنیز) و یا فرانسوى‌ها و دیگران مى‌دانند استفاده كردم و از فرصتى كه پیش آمد و تمام وسایل ارتباط جمعى جهان اعم از امریكایى، انگلیسى، فرانسوى، روسى، ژاپنى، چینى یا كشورهاى اروپاى شرقى را بر روى من باز كرد. غالباً خبرنگاران آنها براى روزنامه و یا تلویزیون‌هاى خود با ممن مصاحبه كردند و درباره جمهورى اسلامى ایران و سیاست‌ اسلامى و مذهب شیعه مطالبى پرسیدند و من از این فرصت استفاده مهمى كردم. در عین حال كه آنان سعى در وارونه جلوه دادن مسایل و آلوده كردن چهره مرا داشتند، توانستم نداى اسلام را به تمام جهان برسانم.

جایگاه و نقش رهبرانه فضل الله در جنبش مقاومت اسلامى لبنان سبب شد تا یك بار ربوده و چهار بار ترور شود.

سید محمد حسین فضل الله خاطره خویش را از ربوده شدن خود به وسیله نیروهاى كتائب در سال 1982م چنین بازگو مى‌كند:

زمانى كه اسراییل لبنان را (در سال 1982م) اشغال كرد و این اتفاق كه ما از پیش بیم داشتیم اتفاق افتاد من به دعوت جمهورى اسلامى ایران براى شركت در جشن‌هاى پیروزى انقلاب در این كشور به سر مى‌بردم. در همان‌جا با شركت جمعى از علماى شیعه و سنى لبنانى مساله را بررسى و بیانیه‌اى صادر و اشغال‌گرى اسراییل را محكوم كردیم و به سرعت آماده بازگشت به لبنان شدیم. اما برخلاف انتظار متوجه شدیم كه بیش‌تر ورودى‌هاى بیروت از سوى اسراییلى‌ها و یا نیروهاى داخلى هم‌پیمانشان بسته شده است. در تلاش براى رسیدن به بیروت از راه بند امنیتى اسراییلى‌ها در منطقه شرقى بیروت گذشتیم و ناگهان در دام راه بند نیروهاى كتائب در نزدیكى اسراییلى‌ها افتادیم. آنان را متوقف كردند و ما و اتومبیلمان را بازرسى كردند و از داخل اتومبیل برخى اوراق و مصاحبه‌هاى مطبوعاتى را یافتند. ما را به دفتر كتائب در منطقه حازمیه بردند. همراه من پسرم (على) و جمعى از دوستانم بودند.

براى نخستین بار معناى (ربوده شدن ) را درك كردیم. تلاش ما براى مذاكراه با ربایندگان به جایى نرسید. زیرا آنان منتظر دستورهاى بعدى از سوى مقامات بالاتر بودند. در همان حال كه ما را به بازداشتگاه مى‌بردند، برخى از مردم بامشاهده وضع اسارت ما، مرا به یكدیگر نشان مى‌دادند و مى‌گفتند: خمینی… از حسن اتفاق برخى نزدیكان ما شاهد اسارت ما بودند، به بیروت غربى و ناحیه جنوبى آن آمدند و مردم را آگاه كردند.

انتشار خبر ربوده شدن در میان مردم، مقدمه بحرانى سیاسى را فراهم آورده بود. اما پیش از تیره‌تر شدن اوضاع، ربایندگان درصدد جبران برآمدند. ناباورانه دیدیم كه آنان -‌كه پیش از این حاضر به سخن گفتن با ما نبودند-‌ نزد ما آمدند و از ما عذرخواهى كردند و ما را به ناحیه جنوبى بیروت منتقل كردند.

فضل الله درباره عملیات‌هاى ترورى كه در معرض آن قرار گرفت چنین مى‌گوید: نخستین بار در اوایل دهه هشتاد در منطقه (روضه الشهیدین) نزدیك محله الغبیرى بیروت، زمانى كه براى ایراد سخنرانى در حسینیه الشیاح به آنجا مى‌رفتم، در كمین نظامى‌اى افتادیم كه یكى از احزاب عربى (بعث عراق) بر سر راه ما نهاده بود. بارانى از گلوله به سمت اتومبیل هیات ما سرازیر شد، به گونه‌اى كه بسیارى از گلوله‌ها به اتومبیل جلویى و عقبى اصابت كرد . اما تیرى به اتومبیل ما نخورد و ما به شكل طبیعى راه خود را ادامه دادیم و در موعد مقرر در حسینیه سخنرانى كردم ولى ماجرا ترور را براى مردم باز نگفتم.

مدتى پس از از این عملیات ناكام گروهى مسلح وارد منزلم در منطقه (الغبیرى) شدند و برنامه‌اشان این بود كه پس از كشتن پاسداران به اتاقم هجوم آورند. آنان به شكلى كاملاً امنیتى وارد خانه شدند و پاسداران كه احساس كردند اوضاع غیر عادى است، با آنان درگیر شدند و یكى از پاسداران منزل به شهادت رسید ولى عملیات تروریست‌ها ناكام ماند.

عملیات ترور سوم به گونه‌اى متفاوت انجام شد. این بار تروریست‌ها، كمى پیش از اذان صبح موشكى را به سمت اتاق خوابم -‌در ساختمان آپارتمانى- شلیك كردند اما این موشك به خطا به یك طبقه پایین‌تر _‌یعنى طبقه چهارم‌- اصابت كرد.

در همان زمان به گروهى از خبرنگاران كه از من چیزى براى گفتن مى خواستند گفتم: تصور مى‌كردم كسى كه در كنار شما نشسته است دیگر در معرض عملیات ترور قرار نخواهد گرفت اما دیدم كه مساله برعكس است.

همین مساله سبب شد تا به توصیه مقامات امنیتى اسلامى از منطقه (الغبیرى) كه نزدیك به مناطق حضور سازمان‌هاى فلسطینى و ناامن بود به منطقه (بئرالعبد) انتقال یابم)

اما انفجار بزرگ 1984م كه هدف آن كشتن من بود، در پاسخ به عملیات انفجار مقر مار نیز و المظلیین (مقر نیروهاى امریكایى و فرانسوى) رخ داد. زیرا دستگاه‌هاى تبلیغاتى در آن زمان سعى كردند تا مرا مسئول این انفجارها معرفى كنند. استناد آنها به گزارش‌هاى مقام‌هاى اطلاعاتى محلى در منطقه شرقى بیروت بود كه گزارش كرده بودند كه من به دو جوان شهادت طلب كه آن دو عملیات را اجرا كردند، تبریك گفته‌ام و به آنان در صورت انجام این عملیات بشارت بهشت را داده‌ام و پیش از انجام عملیات براى تكمیل برنامه و اطمینان از موفقیت آن به این مواضع سركشى كرده‌ام. دستگاه‌هاى تبلیغاتى هم این افسانه‌ها را كه شبیه رخدادهاى شگفت رمان‌ها یا نمایشنامه‌ها بود، بال و پر مى دادند.

به این ترتیب تبلیغات جهانى با شاخ و برگ دادن به این گزارش، نام مرا در ردیف عناوین عمده قرار داد. به تصور من این آغاز برنامه‌ریزى براى ترور من بود. اما باید به این گزراش‌ها، اطلاعاتى را بیفزایم كه بعدها از میان اسناد امریكایى به دست آوردیم و نشان مى‌دهد كه مساله فراتر از حد اتهام دست داشتن در انفجار مقر مارنیز (مقر نیروهاى نظامى امریكایى) بود. مساله این بود كه من عنصرى دردسر ساز براى سیاست امریكا در لبنان بودم. این اطلاعات را از طریق روزنامه واشنگتن پست -‌مدتى پس از انفجار بئرالعبد‌- به دست آوردیم. بعدها نیر در كتاب "پرده" (خاطرات ویلیام كیسى رییس سازمان اطلاعات مركزى امریكا) خواندیم كه وى در ضمن خاطراتش از جلسه‌اى كه با امیر بندر بن سلطان بن عبدالعزیز سفیر عربستان سعودى در یكى از قهوه‌خانه‌هاى واشنگتن داشته سخن مى‌گوید. براساس آنچه در كتاب آمده ویلیام كیسى و بندر بن سلطان در آن جلسه به این نتیجه مى‌رسند كه من عنصرى ناخوشایند براى سیاست امریكا هستم و باید ازدست من خلاص شوند. امیر بندر بن سلطان چكى به مبلغ سه میلیون دلار جهت مخارج ترور من به سازمان سیا تحویل مى‌دهد. زیرا بنابر آنچه در این كتاب آمده، كنگره امریكا با هزینه شدن مخارج چنین عملیاتى از بودجه كنگره امریكا موافقت نمى‌كرد. سازمان سیا براى انجام این عملیات یكى از مأموران سازمان اطلاعاتى انگلستان را به لبنان اعزام مى‌كند و او نیز با اجیر كردن عده‌اى مزدور در اطلاعات ارتش لبنان -‌كه در آن زمان تحت ریاست سرهنگ سیمون قسیس بود‌ - و نیز به كارگیرى مردان و زنانى ‌- غالباً از منطقه "مشغره" در بقاع غربى- شبكه ترور را سازماندهى و مدت یك سال كامل براى تكمیل برنامه‌اشان برنامه‌ریزى كردند. آنان اتومبیل مرگ را كه انباشته از مواد منفجره بود به نزدیك منزلم در منطقه بئر العبد منتقل كردند تا مرا ترور كنند. براساس برنامه آنان من مى‌بایست در لحظه انفجار اتومبیل به محل توقف آن رسیده باشم. اما الطاف خداى بزرگ سبب ناكامى عملیات كینه‌توزانه‌اشان شد. شكست این عملیات از آن‌رو بود كه من پس از اتمام نمازجمعه در حالى كه خسته بودم آماده بازگشت بودم كه زنى مومن از آشنایان نزد من آمد. او پس از خروج از مسجد استخاره كرده بود كه براى مشورت و صحبت درباره برخى مسایل شرعى و مشاكل شخص‌اش نزد من بیاید. از قضا نتیجه استخاره‌اش هم خوب بود. ابتدا به خاطر خستگى ناشى از 5 ساعت فعالیت حال شنیدن حرف‌هایش را نداشتم و از او خواستم به منزلم بیاید. اما او اصرارى فوق‌العاده داشت كه همان جا حرف‌هایش را با من در میان بگذارد. ناچار پذیرفتم و او هم حرف‌هایش را زد. نمى‌دانستم كه این مشیت الاهى است. اتفاقاً در همین لحاظات اتومبیلى شبیه اتومبیل ما به نزدیكى منزل ما رسید. هدایت كنندگان عملیات كه گمان مى‌كردند اتومبیل ما به محل مورد نظر‌شان رسیده است، دگمه را فشار دادند و اتومبیل كار گذاشته را منفجر كردند. در زمان انفجار من در مسجد بودم و به صحبت‌هاى آن زن گوش مى‌كردم. اگر آن زن مرا معطل نكرده بود در زمان انفجار در همان مكان مى‌بودم. جالب توجه است كه برخى رادیوهاى محلى لبنان پنج دقیقه پس از عملیات اعلام كردند كه فضل‌الله در این انفجار نابوده شده است و این نشان مى‌دهد كه براى ترور من علاوه بر برنامه‌ریزى امنیتى، برنامه‌ریزى تبلیغاتى هم شده بود.

فضل الله درباره برنامه‌ریزى تبلیغاتى این حادثه مى گوید:

آن روز ملاحظه كردم كه گروهى از نمایندگان رسانه‌هاى تبلیغاتى غربى و محلى از من تقاضاى ایراد سخن -‌هرچه كه باشد‌- مى كنند. حتى تلویزیون فرانسه قبل از این حادثه از من تقاضا كرد حتى به مدت یك دقیقه هم كه شده سخنى بگویم.

این رسانه‌ها لحظه به لحظه در داخل مسجد مرا همراهمى كردند و از من تصویر مى‌گرفتند. گو این كه این رسانه‌ها با گرفتن فیلم و تصویر از خطبه‌ام در نماز جمعه بعداً به مخاطبان خود بگویند كه این آخرین فیلم و عكس از فلانى است. زیرا برنامه آنان بسیار دقیق طرح‌ریزى شده بود. اما این برنامه ناكام ماند. البته صدها شهید و زخمى برجاى گذاشت. شمار شهیدان این انفجار ‌-كه زن و مرد و كودك و نوجوان و پیر در آن به چشم مى خورد‌- به بیش از هشتاد تن رسید. برخى كودكان در شكم مادران و برخى بر روى دستان مادران خود به شهادت رسیدند. این حادثه حدود دویست زخمى بر جاى گذاشت كه برخى از آنان دچار نقص عضو شدند. منطقه محل انفجار منطقه تنگ و شلوغ و زمان انفجار هنگام بازگشت كارگران به خانه‌هایشان بود.

در خاطرات ویلیام كیسى آمده است كه امیر بندر بن سلطان ‌-سفیر عربستان سعودى در واشنگتن‌- با شنیدن خبر ناكامى ترور من دچار دل‌پیچه شد، اما براى كاستن از تاثیر این مساله بر خود به اربابش رییس سازمان سیا مىگوید كه به من (فضل‌الله) و هوادارانم در حاشیه جنوبى شهر بیروت در مقابل سكوتم از دعوت به انتقام‌گیرى از امریكا یك میلیون دلار كمك مالى و دارو و… داده است. ویلیام كیسى در پاسخ مى‌گوید: در این صورت مبلغ رشوه از هزینه عملیات ترور كمتر است! من در همان زمان اعلام كردم كسى در روى زمین و هر مقام اطلاعاتى‌اى كه مى‌تواند ثابت كند من یك ریال از هر مقام دولتى یا غیر دولتى گرفته‌ام سندش را رو كند.

در آن هنگام متوجه شدم كه امیر بندر بن سلطان –‌در صورت صحت این روایت كه وسایل تبلیغاتى سعودى انكارش كردند‌- دروغ‌گویى را هم خوب بلد نیست. زیرا ادعا كرده كه به هواخواهانم در ناحیه جنوبى بیروت كمك‌هاى مالى و… نموده است. من مطئنم كه او به هیچ یك از هواخواهان نزدیك یا دور من و حتى به بازماندگان و آسیب‌دیدگان انفجار هیچ گونه كمكى نكرده است.

فضل الله درباره اهداف و پیامدهاى این انفجار مى گوید: تصور مى‌كنم كه این انفجار كه هدف آن ترور من بود پاسخى به انفجار مقر نیروهاى امریكایى در فرودگاه بیروت بود. اما امریكایى‌ها ناكام ماندند و پیامدهاى آن نیز به زیان سیاست امریكا در لبنان تمام شد. این انفجار در خود امریكا نیز بازتاب یافت و پس از آن كه روزنامه واشنگتن پست برخى اطلاعاتش را درباره این انفجار و عوامل پشت پرده آن منتشر كرد رییس جمهور امریكا رونالد ریگان وادار شد تا علناً اعلام كند كه دستور ترور مرا صادر نكرده و امریكا در این عملیات مشاركت نداشته است.

هرگاه به یاد این عملیات شیطانى مى‌افتم به این مساله مى‌اندیشم كه امریكا كه همه مخالفان خود را به تروریست بودن متهم مى كند چگونه با عملیاتى امنیتى ‌-تروریستى حدود دویست و هشتاد تن از كارگران و دیگر مردم بى‌گناه را یكجا درو مى‌كند.

در این عملیات حتى برخى جنین‌ها در شكم مادرانشان متلاشى شدند. معتقدم كه وحشى‌گرى امریكا در مسایل امنیتى هیچ مرزى ندارد و این دولت هرجا كه پاى منافقش در میان باشد هر كارى را مجاز مى‌شمرد. از همان زمان و البته پیش از آن هیچ احترامى به مواعظ امریكا درباره حقوق بشر ومحكومیت تروریسم و دفاع از آزادى قایل نبوده و نیستم.




طبقه بندی: زندگی نامه،
برچسب ها: زندگى نامه، آیت الله العظمى سید محمد حسین فضل الله، سید ابوالقاسم خویى، سید محمود شاهرودى، تألیفات، سید محسن حكیم، شیخ حسین حلّى،
[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 12:22 ق.ظ ] [ ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
از کدام مرجع، تقلید می کنید؟








آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


علمای شیعه

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید

اهل بیت